|
يک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد.
من او را رها كردم براي او بندي نساختم ----------- داستان نیست. اما زیباست.
بچه که بودم، همیشه می خواستم وقتی بزرگ شدم، تمام دنیا رو درست کنم. اما اینم کار خیلی سختی بود، پس تصمیم گرفتم که کشیش بشم و فقط به مردم شهر خودم کمک کنم تا راه راست رو پیدا کنن و رستگار بشن. اما حالا میبینم، اگه از همون اول فقط سعی می کردم خودم رو اصلاح کنم و دیگران هم به جای درست کردن بقیه همین کار رو میکردن، الان وضع دنیا خیلی بهتر از حالا بود!
شکارچیان میمون در هندوستان از روش فریب آمیزی برای شکار میمونها استفاده میکنند.آنها نارگیل را سوراخ می کنند و درون آن شیرینی می گذارند.سوراخ به اندازه ایست که دست خالی میمون از آن عبور میکند،اما به اندازه ای نیست که مشت پرمیمون از آن بیرون بیاید سپس نارگیل را به زمین میخکوب میکنند.بعد صبر میکنند تا میمونی از راه برسد و نارگیل را پیدا کند. میمون برای به چنگ آورن شیرینیها دستش را درون نارگیل فرو میکند.شیرینی ها را مشت میکند.اما اینبار با مشت پر نمی تواند دستش را از نارگیل بیرون بکشد.میمون دو انتخاب بیشتر ندارد یا شیرینی ها را همچنان در دستش نگه دارد و اسیر شود،یا دستش را باز کند و به رهایی برسد. میمونها کدارم راه را انتخاب میکنند ؟ میمونها دستشان را بسته نگه میدارند تا اسیر شوند. با اینکه این میمونها هیچگاه فرصتی برای خوردن شیرینی پیدا نمی کنند اما از آن دست نمیکشند.
|
About
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 Links
دل بارونی _قاصدک سابق |